![]()
ديشب ؛ اي بهترزگل!درعالم خوابم شكفتي
شاخ نيلوفرشدي درچشم پرآبم شكفتي
اي گل وصل!ازتوعطرآگين نشدآغوش گرمم
گرچه بشكفتي ولي درعالم خوابم شكفتي
برلبش؛اي بوسه ي شيرين ترازجان!غنچه كردي
گل شدي؛برسينه ي همرنگ سيمابم شكفتي
شام ابرآلودطبعم رادمي چون روزكردي
آذرخشي بودي ودرجان بي تابم شكفتي
يك رگم خالي نماندازگردش تندگلابت
اي گل مستي كه درجام مي نام شكفتي
بسترخويش ازحريري نرم چون مهتاب كردم
تاتوچون گلهاي شب درباغ مهتابم شكفتي
خوابگاهم شدبهشتي؛بسترم شدنوبهاري
تاتو؛اي بهترزگل!درعالم خوابم شكفتي![]()
![]()



