در عشق گمان خود عيان بايد كرد ترك بد و نيك اين جهان بايد كرد
گر بگويد ترك دو جهان بايد كرد بي آنكه چرا كني چنان بايد كرد ![]()

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست، بین من و عشق تو فاصله ای نیست، گفتم که
صبر کن گوش به من دار ، گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست پرواز عجب عادت
خوبیست ولی تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست، گفتی که کمی فکر خودم باشم
و آن وقت جزعشق تو در خاطر من مشغله ای نیست، رفتی تو خدا پشت و پناهت
به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست. . . !

تو همانی که دلم با دل تو عهد ببست
درنگاه تو نشست و دگرازغیرگسست
من همانم که به یاد تو دلم چشم گشود
عشق را دید ولیکن ازغم عشق شکست ![]()


