تبليغاتX
ღ.·´¯`·«(¯ چی بگم ...¯)»·´¯`·. ღ - تو را از هستی و بودن گرفتن...

تو را از هستي و بودن گرفتن 

مرا از آرزو كردن گرفتن


و نفرين بر تمام شهر زيرا

 
مرا از تو تو را از من گرفتن

 

 

 درون سينه آهی سرد دارم


رخی پژمرده رنگی زرد دارم


ندانم عاشقم مستم چه هستم؟


  همی دانم دلی پر درد دارم. . .

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/17ساعت 11:4 PM توسط ღ.·´¯`·«(¯ندا ¯)»·´¯`·. ღ |