تبليغاتX
ღ.·´¯`·«(¯ چی بگم ...¯)»·´¯`·. ღ - آخرین نامه...

دلم می خواد یه چیزی رو بدونی

دیگه نه عاشقی نه مهربونی

منم دیگه تصمیمم رو گرفتم

اصلا نمی خوام که پیشم بمونی

دیشب که داشتم فکرام و می کردم

دیدم با تو تلف شده جوونی

یه جا یه جملهء قشنگی دیدم

عاشقو باید از خودت برونی

چه شعرایی من واسه تو نوشتم

تو همه چیز بودی جز آسمونی

یادت میاد منتم رو کشیدی

تا که فقط بهت بدم نشونی

یادت میاد رو درخت نوشتی

تا عمر داری برای من می خونی

یادت میاد حتی سلام من رو

گفتی به هیچکس نمی رسونی

حالا بیار عکسامو تا تموم شه

اگر وقت داری اگه می تونی

نگو خجالت می کشی می دونم

تو خیلی وقته دیگه مال اونی

خوش باشی هر جا میری الهی

واست تلافی نکنه زمونی...؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/15ساعت 5:37 PM توسط ღ.·´¯`·«(¯ندا ¯)»·´¯`·. ღ |