تبليغاتX
ღ.·´¯`·«(¯ چی بگم ...¯)»·´¯`·. ღ - به تو عادت کرده بودم...

به تو عدت کرده بودم رفتی و دلو شیکوندی با چشام شدی غریبه خاطرخواهامونو سوزوندی, عاشق عشق تو بودم با چه احساسه قشنگی ,فقط با تو بودم توی این دنیای دو رنگی...

حالا من اینجا تک و تنها تو هم اون سر دنیا میزنه آتیش به قلبم غم و غصه های فردا تلخی و سوکوت غربت تو رو یاد من میاره ابر بارونیه چشمام داره بدجوری میباره...

با انکه ماله من نیستی و از تو بدورم واسم لحظه های با تو بودن تجربه بودن تو رو می خواستم نذاشتی حرمت واسم عاشق بودم  اومدم تا شهر غربت واست و به جرعت بازم میگم آرزومه که تو باشی خوشبخت هر جایی که هستی هر جایی که رفتی ازم بد نگو چون رفتارام با تو به خدا قسم...

 بد نبود...!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/02ساعت 1:36 AM توسط ღ.·´¯`·«(¯ندا ¯)»·´¯`·. ღ |