تبليغاتX
ღ.·´¯`·«(¯ چی بگم ...¯)»·´¯`·. ღ - اشک...

يادته يه روز بهم گفتي :

هر وقت خواستی گريه کنی برو زير بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببينه و بهت بخنده!

 گفتم: اگه بارون نبود چی؟

گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گريش می گيره!

گفتم : يه خواهش دارم .وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار .

گفتی : به چشم!

 حالا امروز من دارم گريه می کنم اما آسمون نمی باره! تو هم اون دور دورا ايستادی و بهم می خندی...

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/14ساعت 12:55 PM توسط ღ.·´¯`·«(¯ندا ¯)»·´¯`·. ღ |