من تا حالا عاشق کسی نبودم این وبلاگم برا سر گرمی
درست کردم
*تا حالا عاشق کسی نبودم*
*![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
*
باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....
تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ،
صد بار تضمین میکنم...

بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟
هستی من از تو مانده یادگار،
من به پای خود به دامت آمدم ،
من مگر زدست خود کنم فرار!

تا لبم، دگر نفس نمی رسد،
ناله ام به گوش کس نمی رسد،
می رسی به کام دل که بشنوی:
ناله ای ازین قفس نمی رسد...!
خداحافظ شميم نوبهارم خداحافظ همه دارو ندارم
زپيشت مي روم اما دلم را به رسم هديه اينجا مي گذارم

مگه تو قول ندادي منو تنهام نزاري 
خدارو خوش نمياد اشكمو در بياري
آخه طاقت منم يه روزي تموم ميشه 
ندونستم عمره من اينجوري حروم ميشه
به خدا يه روز پشيمون ميشي از كاري كه كردي 
اون روزي كه تنهايي و بي كسي و پر دردي
برو اما خوب بدون چوب خدا صدا نداره 
الهي يه روز بياد نداشته باشي يه ستاره


برو ای يار که ترک تو ستمگر کرد
حيف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پيمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پيش تو کافر کردم
تو شدی دوست اغيارو من از يار وديار
گشتم آواره و ترک سرو دوست کردم

در اين دنياي نامردي كه مردانش ز نامردي عصا از كور ميدزدند
من از خوش باوريهايم محبت جست و جو می کردم
ديدم شتابان ميروي ، گفتم کجا؟ يکدم بمان
گفتي نمي خواهم تو را ، تنها بمان با مردمان
گفتم نشايد اينچنين با اين دلم بازي کني
گفتي که نتواني مرا با گريه ات راضي کني
گفتم در اين شهر خشن ، در خانه ماندن بهتر است
بايد ز مار سمي خوشرنگ دنيا دل گسست
گفتي خمش ، من ميروم، با تو نماند هيچکس
بودن کنارت در قفس؟ هيهات! حتي يک نفس

گفتم که پس يکدم بمان تا روي ماهت بنگرم
گفتي که من مه نيستم ، خود سوي ماه ديگرم
گفتم مرا با خود ببر ، گفتي نخواهم دردسر
گفتم خبر از من بگير ، گفتي نگير از من خبر
گفتم که تا برگشتنت من منتظر مي ايستم
گفتي به فکر من مباش ، من هم به فکرت نيستم
گفتم چه شد پيمان تو ؟ تا انتهاي جان تو
خنديدي و گفتي به من ، طومار آن از آن تو

آن روز رفتي بعد از آن ، شد خيره چشمانم به در
تا يا خود آيي از در و يا آيد از سويت خبر
اما شبي در خواب خود ، رفتم مزار عاشقان
ديدم در آن قبر دلم ، انگشت ماندم بر دهان
کين دل به نام رهگذر ، بر روي سنگ قبر زرد
با دست خود حک کرده بود : اي آنکه رفتي ، برنگرد...

چه ميسوزه دلم از بي تو بودن
چه سخته درد تنهايي كشيدن
چه تاريك نگاه چشم اين دل
چه غم داره صداي خسته ي دل
چه آوايي چه سودايي چه آهي
چه جانفرساست اين درد جدايي

هميشه کسی در حقت نامردی می کند که روزی در نظر تو مردترين بوده
اي يار سبز خورشيد چه بي بهانه رفتي سرخي قلب من را سبزينه کرده رفتي
آن گل که تو نمودي از خون دل سيراب پژمرده گشته اکنون از آن زمان که رفتي
يــادش بخـــير آن روز لبخنـــد آخــر تــــو با گونه هاي سرخت خنديدي و تو رفتي
گفتي که در ره ما مرگ است خط آخر افسوس از اين زمانه مرگ آمد و تو رفتي
چيزي ندارم از تـــو جز پاره هاي عکسي جز خاطرات اشکم در لحظه اي که رفتي
عطر خوش نسيمت بوي بهشت مي داد فردوس خاک پا شد از آن زمان که رفتي
دارم هنــــــوز در ياد آن آخـــرين کـــلامت من مست راه عشقم عاشق شدي و رفتي
پرواز کـــــــن پـرنده بنگر به اوج هســـتي دل را خــــزان نمودي تـــو چون بهار رفتي ![]()
در اين زمانه دل بستن هنر نيست ![]()

وقتي دل شكسته بودم تو رسيدي
از زمـــونه خسته بـــودم تو رسيدي
گفتي تو قلب يه رنگت خونه دارم
هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم
گفتي تـو دنيا فقط تـــو مهــربوني
تا ته جاده عشق باهام مي موني
ديگه تا يكي شدن چيزي نمونده
اون چشــاي ناز تو غم سوزونده![]()

کاشکی هرگز نمیدیدم که از من دور شد با تمام هستی ام رفت و فقط یک نور شد
کاش با هم چون گذشته تا افق پر میزدیم خانه ی خورشید را ای کاش ما در میزدیم ![]()
در عشق گمان خود عيان بايد كرد ترك بد و نيك اين جهان بايد كرد
گر بگويد ترك دو جهان بايد كرد بي آنكه چرا كني چنان بايد كرد ![]()

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست، بین من و عشق تو فاصله ای نیست، گفتم که
صبر کن گوش به من دار ، گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست پرواز عجب عادت
خوبیست ولی تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست، گفتی که کمی فکر خودم باشم
و آن وقت جزعشق تو در خاطر من مشغله ای نیست، رفتی تو خدا پشت و پناهت
به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست. . . !

تو همانی که دلم با دل تو عهد ببست
درنگاه تو نشست و دگرازغیرگسست
من همانم که به یاد تو دلم چشم گشود
عشق را دید ولیکن ازغم عشق شکست ![]()
تو را از هستي و بودن گرفتن
مرا از آرزو كردن گرفتن
و نفرين بر تمام شهر زيرا
مرا از تو تو را از من گرفتن ![]()

درون سينه آهی سرد دارم
رخی پژمرده رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم مستم چه هستم؟
همی دانم دلی پر درد دارم. . . ![]()
مي دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم
چي شده تنها نشستي ؛ مثل تو از همه دورم
واسه من زندگي سرده ؛ نكنه تو هم غريبي
كاش مي شد اشكهات و پاك كرد؛بميرم تو هم بريدي؟
چه تبسم قشنگي ؛ وقتي به غمها بخندي
اخه ارزشي نداره ؛ دل به اين دنيا ببندي
* نازنين دنيا همينه ؛ اون كه خوب بود بدترينه *
خیلی خنده داره . وقتی آدم به میزان سادگی خودش پی می بره
خیلی غم انگیزه . وقتی آدم می فهمه واقعیت هیچ وقت به خوبی رویا نیست
خیلی مزخرفه . وقتی آدم می فهمه حتی خودش رو نشناخته!
خیلی بی خوده . وقتی آدم هر روزش تکراری تر از دیروزش باشه
و با همه اینها
خیلی زیباست . وقتی آدم همیشه یک نفر رو داره که بهش بگه
"دوست من"

امیدوارم حالتون خوب باشه سال خوبی رو برای همتون آرزو میکنم دعا می کنم که
امسال همه به آرزوهاشون برسن منم به آرزوهام برسم!![]()
من یه مدتی نیستم می خوام برم مسافرت مردم برای عید میرن مسافرت ولی من کارم
برعکس بعد از عید می خوام برم یه چند وقتی نیستم که بهتون سر بزنم و
نظربدم شما حتما بیاین سربزنین فراموشم نکنین وقتی برگردم پیش همتون
میام و جبران می کنم دوستای گلم!![]()
قربون همتون برم خیلی دوستون دارم ...![]()
در پناه حق ...![]()
میرم ولی خیلی زود بر می گردم ...
بابای ...![]()
![]()
![]()

دلم می خواد یه چیزی رو بدونی
دیگه نه عاشقی نه مهربونی
منم دیگه تصمیمم رو گرفتم
اصلا نمی خوام که پیشم بمونی
دیشب که داشتم فکرام و می کردم
دیدم با تو تلف شده جوونی
یه جا یه جملهء قشنگی دیدم
عاشقو باید از خودت برونی
چه شعرایی من واسه تو نوشتم
تو همه چیز بودی جز آسمونی
یادت میاد منتم رو کشیدی
تا که فقط بهت بدم نشونی
یادت میاد رو درخت نوشتی
تا عمر داری برای من می خونی
یادت میاد حتی سلام من رو
گفتی به هیچکس نمی رسونی
حالا بیار عکسامو تا تموم شه
اگر وقت داری اگه می تونی
نگو خجالت می کشی می دونم
تو خیلی وقته دیگه مال اونی
خوش باشی هر جا میری الهی
واست تلافی نکنه زمونی...؟![]()

با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دستم من بچه بودم اونم بچه بود.سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد دید که منو میشناسه خندیدم گفت:دوستی گفتم دوست دوست گفت تا کجا گفتم دوستی که تا نداره گفت تا مرگ خندیدم و گفتم من گفتم تا نداره گفت باشه تا پس ازمرگ گفتم نه نه نه نه... تا نداره گفت قبول تا اونجایی که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر کجا باشه من و تو با هم دوستیم خندیدم گفتم تو براش تا هر کجا دلت می خواد تا بذار اصلآ یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلآ براش تا نمیزارم نگام کرد نگاش کردم باور نمی کرد می دونستم اون می خواست دوستی ما تا داشته باشه دوستی بدون تا رو نمی فهمید!
گفت:بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم گفتم: باشه تو بزار گفت:
*شکلات*
هر بار که همدیگرو ببینیم یه شکلات مال تو یه شکلات مال من باشه گفتم باشه هر بار یه شکلات می زاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من می زاشت باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم من شکلاتمو باز می کردم می زاشتم دهنمو تند تند می مکیدم می گفت شکمو تو دوست شکموی منی اون شکلاتشو می زاشت توی یه صندوقچهء کوچلوی قشنگ میگفتم بخورش می گفت تموم میشه می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه صندوقچه پر از شکلات شده بود هیچکدومشو نمی خورد من همشو خورده بودم گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها یا کرما بخورن اونوقت چی کار میکنی گفت مواظبشون هستم می گفت می خوام نگه هشون دارم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلاتامو می زاشتم تو دهنمو میگفتم نه نه نه نه...
تا نداره دوستی که تا نداره!
یک سال دو سال چهار سال هفت سال ده سال بیست ساله شده اون بزرگ شده منم بزرگ شدم من همهء شکلاتامو خوردم اون همهء شکلاتاشو نگه داشت اون اومده امشب که خدا حافظی کنه می خواد بره بره اون دور دورا میگه میرم اما زود بر می گردم من که می دونم میره و بر نمی گرده یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته بود یه شکلات گذاشتم کفه دستش گفتم این برای خوردنی یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت یادش رفته بود صندقی داره برای شکلاتاش هر دو تا رو خورد خندیدم می دونستم دوستی من تا نداره می دونستم دوستی اون تا داره مثل همیشه خوب شد همهء شکلاتامو خوردم اما اون هیچکدومو نخورده حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده چی کار می کنه...!؟

سال نو مبارک

سلام بر دوستان عزیز وگلم...
سال نو مبارک...
صد سال به این سال ها...
ان شاء الله سالی خوش و خرم و پر خیر و برکت و پر از موفقیت و کامیابی برای همه عزیزان باشد!
ما هم نمردیم و یه بهار دیگه رو دیدیم...
خیلی ها پار سال سر سفره هفت سین شاد وخندان کنار خانواده بودند ولی امسال نیستند. باید به یاد اونا باشیم و فراموششون نکنیم و براشون دعا کنیم!
سال ۸۶ با همه تلخی ها و شیرینی هایش گذشت. اما اگه بخواهیم یه حساب سر انگشتی بکنیم تلخی ها بیشتر و درد آورتر بودند.
امیدواریم امسال بهتر باشه دلها به هم نزدیکتر بشه دیگه از جنگ و کشتار خبری نباشه دیگه امریکا و ... برامون شاخ شونه نکشن دیگه صحنه های فجیع ضرب و ستم تو زندانهای مختلف و نبینیم و خیلی چیزای دیگه ...
ما ایرانی هستیم و عاشق کشورمون عاشق خاکش عاشق آداب و رسومش عاشق لهجه و گویشهای مختلفش عاشق لباس پوشیدنهای مردمانش عاشق کوه و دریا و جنگل و بیابانش عاشق هوایش و ...
ما ایرانی هستیم و ایران ناموس ماست.
کسی حق نگاه چپ به آن را ندارد!
من در این لحظات تحویل سال نو آرزوی سلامتی و بهروزی برای همه هموطنای عزیزم علی الخصوص دوستای خوب و مهربانم که با من در ارتباط هستند دارم!
قربون همتون برم سال خوبی رو براتون آرزو میکنم...
خیلی دوستون دارم...![]()

پیک نوروزی رسید از آسمـان
از سفر آمد پرستو نغمه خوان
بــــاز شـــد چشم بهاران بر خزر
شد صدف ها خانه ی در و گوهر
دامن ایران ز گل سرشار شد
عاشقانه موقـع دیـــدار شــد
قاصدک آمد که میهمان آمده
بــوی نرگس های ایران آمده
آمده نــوروز در ایــران زمــیــن
خاک ما شد رشک فردوس برین
خون پاک عاشقی در جان ماست
ریـــشــه این عشق ایران ماست
ما اگر این دیده را دریا کنیم
عاشقانه عشق را معنا کنیم
خاک من ای قبله گاه عاشقان
نــ-وبهــارانـت همیشه جاودان
رودهایت پر خروش و بی قرار
کوه هایــت ســربلــند و استوار
بنـــد بنـــد مـــااز خـــاک تـوست
تار و پود ما ز خاک پاک توست
پاس می داریم ما این عید را
ســـنـــت دیرینه ی جمشید را
بعد از این هر روز بهتر روز ما
جـــاودانـــه تا ابــــد نـــوروز مـا
هموطن نوروز تو پــــیروز باد
ای وطن هر روز تو نوروز باد

دنیا عجیبه به خدا دنیا غریبه غریبه به خدا هر کی میگه عاشقتم فکر فریبه به خدا اگه نگی
عاشقشی دوست داره خیلی زیاد اگه بفهمه یا بگی دیگه ازت بدش میاد وقتی نخوای هر
جور باشه می خواد بدستت بیاره وقتی که عاشقش شدی همه چی رو زیر با میذاره اونکه میگه
عاشقته اگه نباشی میمیره عشقت چه زود یادش میره جاشو تنفر میگیره همه میگن
عاشقتیم اما فقط تا ای حرف مثل کبکها آدما سرهارو کردن زیر برف... ![]()

دوستم داره...
دوستم نداره...![]()
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...![]()
نمیدونم دوستم داره... یا دوستم نداره... ؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ولی من خیلی دوستش دارم...!![]()

سكوت بر روي لبهايم اشيانه كرده و خواب از چشمانم رخت بر بسته...
نمي دانم عاشقم يا كه عارف...
مستم يا كه هوشيار...
خوابم يا كه بيدار...
من تو را دوست دارم...
ولی انگار... ![]()
شبی پرسيدمش با بی قراری
به غير از من کسی را دوست داری
دو چشمش از خجالت بر زمين دوخت
ميان گريه هايش گفت آری
به دل گفتم که يارم مهربان است
که اينگونه سراغ دلبران است
دلم آوازه دادش ناگهانی
رخش با من دلش با ديگران است...![]()

اگه يکی رو ديدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی
اگه يکی رو ديدی که وقتی داری می افتی بر می گرده و با عجله می ياد سمتت بدون براش عزيزی×اگه يکی رو ديدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی×اگه کی رو ديدی وقتی داری گريه می کنی بر می گرده و مياد باهات اشک می ريزه بدون دوست داره×
![]()
![]()
![]()
اگه يکی رو ديدی وقتی داری با يکی ديگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته×اگه يکی رو ديدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون ديوونته×اگه يکی رو ديدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی× اگه يکی رو ديدی که يه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدون تو می ميره×اگه يکی رو ديدی که بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده بدون بدون تو مرده...
![]()
![]()
![]()

يادته يه روز بهم گفتي :
هر وقت خواستی گريه کنی برو زير بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببينه و بهت بخنده!
گفتم: اگه بارون نبود چی؟
گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گريش می گيره!
گفتم : يه خواهش دارم .وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار .
گفتی : به چشم!
حالا امروز من دارم گريه می کنم اما آسمون نمی باره! تو هم اون دور دورا ايستادی و بهم می خندی...![]()

باز با آن دیگری دیدم تورا جای قهرواخم خندیدم تورا
باز گفتی اشتباه دیدم تورا گفتمت باشد بخشیدم تورا
باز هم این قصه ات تکرار شد با رقیبان رفتنت تکرار شد
آنقدر کردی که دیگر قلب من از تو و ازعشق تو بیزار شد

![]()
ديشب ؛ اي بهترزگل!درعالم خوابم شكفتي
شاخ نيلوفرشدي درچشم پرآبم شكفتي
اي گل وصل!ازتوعطرآگين نشدآغوش گرمم
گرچه بشكفتي ولي درعالم خوابم شكفتي
برلبش؛اي بوسه ي شيرين ترازجان!غنچه كردي
گل شدي؛برسينه ي همرنگ سيمابم شكفتي
شام ابرآلودطبعم رادمي چون روزكردي
آذرخشي بودي ودرجان بي تابم شكفتي
يك رگم خالي نماندازگردش تندگلابت
اي گل مستي كه درجام مي نام شكفتي
بسترخويش ازحريري نرم چون مهتاب كردم
تاتوچون گلهاي شب درباغ مهتابم شكفتي
خوابگاهم شدبهشتي؛بسترم شدنوبهاري
تاتو؛اي بهترزگل!درعالم خوابم شكفتي![]()
![]()

![]()
عشق آن نیست که یک دل را به صد دل یار دهی
عشق آن است که صد دل را به یک دل یار دهی![]()
![]()

حتي اگه بگي برو * من كه نمي تونم برم * چون اين منم كه مي خوامت * دوست دارم نمي تونم
من كه مي دونم چي شده * اما نمي خوام كه بگم * حتي اگه مجبور بشم * دستاتو از نو بگيرم
حتما بازم مي خواي بگي * من نمي خوام فدا بشي * من نمي خوام به پايه من * بسوزي و فنا بشي![]()
![]()
![]()
اما حالا تو گوش بده * من گوشم از اينا پر* حتي اگه بخوام برم * اين دله كه نمي تونه
تو مي دوني كه چي شده؟ * چرا دلم نازك شده؟ * چرا دلم براي تو * مي تپه و زيبا شده؟
چون گوشم از حرفا پر * پاهام بره دل نميره * جسمم بره روح نمي ره * چشام بره اين اشكام كه نميره
![]()
![]()
![]()
پس تو حالا خوب گوش بده
حتي اگه بگي برو * من كه نمي تونم برم * چون اين منم كه مي خوامت * دوست دارم نمي تونم
![]()
![]()
![]()
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند ..... ![]()


بزرگترين درد دنيا اينست كه بفهمي تنهاپناه لحظه هايت پناهگاه ديگري دارد...![]()
![]()
![]()
قايق تنهاييم را به درياي خروشان دلت انداختم
كاغذي بود و سبك
واژگون شد ناگهان در آب رفت
قايق صداقتم از سنگ بود
غرق شد با من در اعماق دلت در خواب رفت.
اينك اما
قايقي ميسازم از جنس حباب
قايقم را ميفرستم روي آب
قايقم گرچه حبابي بيش نيست
آرزوهاي محالم را در آن بنهاده ام
فكر ويران كردنش در خواب كن
من توراآري
به دست سرد گورستان غمها داده ام ...![]()
![]()
![]()
گفتم نميدانم كه در قيد كه هستي
طرفدار خدا يا بت پرستي
نميدانم در اين دنياي محشر
به چه عشقي چنين ساكت نشستي.....
به تو عدت کرده بودم رفتی و دلو شیکوندی با چشام شدی غریبه خاطرخواهامونو سوزوندی, عاشق عشق تو بودم با چه احساسه قشنگی ,فقط با تو بودم توی این دنیای دو رنگی...
حالا من اینجا تک و تنها تو هم اون سر دنیا میزنه آتیش به قلبم غم و غصه های فردا تلخی و سوکوت غربت تو رو یاد من میاره ابر بارونیه چشمام داره بدجوری میباره...
با انکه ماله من نیستی و از تو بدورم واسم لحظه های با تو بودن تجربه بودن تو رو می خواستم نذاشتی حرمت واسم عاشق بودم اومدم تا شهر غربت واست و به جرعت بازم میگم آرزومه که تو باشی خوشبخت هر جایی که هستی هر جایی که رفتی ازم بد نگو چون رفتارام با تو به خدا قسم...
بد نبود...!![]()
![]()
![]()
توي اين زندگي ساكت وسرد
يه روزي يه دلقكي اومدورفت
مثل يك پرنده ي غريبه بود
ازكناربوم من پر زدو رفت
دلقكي كه عشق من براي او
مثل اون بازي روي صحنه بود
اون منوبراي قلبم نميخواست
او دري تازه بروي من گشود
دلقكي كه باتموم گريه هاوخنده هاش
گريه هاي بي غمش خنده هاي پرصداش
من يه بازيچه ي شهرعشق او
او تموم زندگي باتموم بازياش
يه بوته چيني ازاو واسه خودساخته بودم
اون جوري كه دل مي گفت
ساخته و پرداخته بودم
مگه باورم ميشدتموم زندگيمو
واسه اون باخته بودم![]()





