باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....
تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ،
صد بار تضمین میکنم...

بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟
هستی من از تو مانده یادگار،
من به پای خود به دامت آمدم ،
من مگر زدست خود کنم فرار!

تا لبم، دگر نفس نمی رسد،
ناله ام به گوش کس نمی رسد،
می رسی به کام دل که بشنوی:
ناله ای ازین قفس نمی رسد...!
خداحافظ شميم نوبهارم خداحافظ همه دارو ندارم
زپيشت مي روم اما دلم را به رسم هديه اينجا مي گذارم

مگه تو قول ندادي منو تنهام نزاري 
خدارو خوش نمياد اشكمو در بياري
آخه طاقت منم يه روزي تموم ميشه 
ندونستم عمره من اينجوري حروم ميشه
به خدا يه روز پشيمون ميشي از كاري كه كردي 
اون روزي كه تنهايي و بي كسي و پر دردي
برو اما خوب بدون چوب خدا صدا نداره 
الهي يه روز بياد نداشته باشي يه ستاره


برو ای يار که ترک تو ستمگر کرد
حيف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پيمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پيش تو کافر کردم
تو شدی دوست اغيارو من از يار وديار
گشتم آواره و ترک سرو دوست کردم

در اين دنياي نامردي كه مردانش ز نامردي عصا از كور ميدزدند
من از خوش باوريهايم محبت جست و جو می کردم



