اي يار سبز خورشيد چه بي بهانه رفتي سرخي قلب من را سبزينه کرده رفتي
آن گل که تو نمودي از خون دل سيراب پژمرده گشته اکنون از آن زمان که رفتي
يــادش بخـــير آن روز لبخنـــد آخــر تــــو با گونه هاي سرخت خنديدي و تو رفتي
گفتي که در ره ما مرگ است خط آخر افسوس از اين زمانه مرگ آمد و تو رفتي
چيزي ندارم از تـــو جز پاره هاي عکسي جز خاطرات اشکم در لحظه اي که رفتي
عطر خوش نسيمت بوي بهشت مي داد فردوس خاک پا شد از آن زمان که رفتي
دارم هنــــــوز در ياد آن آخـــرين کـــلامت من مست راه عشقم عاشق شدي و رفتي
پرواز کـــــــن پـرنده بنگر به اوج هســـتي دل را خــــزان نمودي تـــو چون بهار رفتي ![]()
در اين زمانه دل بستن هنر نيست ![]()

وقتي دل شكسته بودم تو رسيدي
از زمـــونه خسته بـــودم تو رسيدي
گفتي تو قلب يه رنگت خونه دارم
هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم
گفتي تـو دنيا فقط تـــو مهــربوني
تا ته جاده عشق باهام مي موني
ديگه تا يكي شدن چيزي نمونده
اون چشــاي ناز تو غم سوزونده![]()

کاشکی هرگز نمیدیدم که از من دور شد با تمام هستی ام رفت و فقط یک نور شد
کاش با هم چون گذشته تا افق پر میزدیم خانه ی خورشید را ای کاش ما در میزدیم ![]()
در عشق گمان خود عيان بايد كرد ترك بد و نيك اين جهان بايد كرد
گر بگويد ترك دو جهان بايد كرد بي آنكه چرا كني چنان بايد كرد ![]()

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست، بین من و عشق تو فاصله ای نیست، گفتم که
صبر کن گوش به من دار ، گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست پرواز عجب عادت
خوبیست ولی تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست، گفتی که کمی فکر خودم باشم
و آن وقت جزعشق تو در خاطر من مشغله ای نیست، رفتی تو خدا پشت و پناهت
به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست. . . !

تو همانی که دلم با دل تو عهد ببست
درنگاه تو نشست و دگرازغیرگسست
من همانم که به یاد تو دلم چشم گشود
عشق را دید ولیکن ازغم عشق شکست ![]()
تو را از هستي و بودن گرفتن
مرا از آرزو كردن گرفتن
و نفرين بر تمام شهر زيرا
مرا از تو تو را از من گرفتن ![]()

درون سينه آهی سرد دارم
رخی پژمرده رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم مستم چه هستم؟
همی دانم دلی پر درد دارم. . . ![]()
مي دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم
چي شده تنها نشستي ؛ مثل تو از همه دورم
واسه من زندگي سرده ؛ نكنه تو هم غريبي
كاش مي شد اشكهات و پاك كرد؛بميرم تو هم بريدي؟
چه تبسم قشنگي ؛ وقتي به غمها بخندي
اخه ارزشي نداره ؛ دل به اين دنيا ببندي
* نازنين دنيا همينه ؛ اون كه خوب بود بدترينه *
خیلی خنده داره . وقتی آدم به میزان سادگی خودش پی می بره
خیلی غم انگیزه . وقتی آدم می فهمه واقعیت هیچ وقت به خوبی رویا نیست
خیلی مزخرفه . وقتی آدم می فهمه حتی خودش رو نشناخته!
خیلی بی خوده . وقتی آدم هر روزش تکراری تر از دیروزش باشه
و با همه اینها
خیلی زیباست . وقتی آدم همیشه یک نفر رو داره که بهش بگه
"دوست من"




