دوستم داره...
دوستم نداره...![]()
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...
دوستم داره...
دوستم نداره...![]()
نمیدونم دوستم داره... یا دوستم نداره... ؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ولی من خیلی دوستش دارم...!![]()

سكوت بر روي لبهايم اشيانه كرده و خواب از چشمانم رخت بر بسته...
نمي دانم عاشقم يا كه عارف...
مستم يا كه هوشيار...
خوابم يا كه بيدار...
من تو را دوست دارم...
ولی انگار... ![]()
شبی پرسيدمش با بی قراری
به غير از من کسی را دوست داری
دو چشمش از خجالت بر زمين دوخت
ميان گريه هايش گفت آری
به دل گفتم که يارم مهربان است
که اينگونه سراغ دلبران است
دلم آوازه دادش ناگهانی
رخش با من دلش با ديگران است...![]()

اگه يکی رو ديدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی
اگه يکی رو ديدی که وقتی داری می افتی بر می گرده و با عجله می ياد سمتت بدون براش عزيزی×اگه يکی رو ديدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی×اگه کی رو ديدی وقتی داری گريه می کنی بر می گرده و مياد باهات اشک می ريزه بدون دوست داره×
![]()
![]()
![]()
اگه يکی رو ديدی وقتی داری با يکی ديگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته×اگه يکی رو ديدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون ديوونته×اگه يکی رو ديدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی× اگه يکی رو ديدی که يه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدون تو می ميره×اگه يکی رو ديدی که بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده بدون بدون تو مرده...
![]()
![]()
![]()

يادته يه روز بهم گفتي :
هر وقت خواستی گريه کنی برو زير بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببينه و بهت بخنده!
گفتم: اگه بارون نبود چی؟
گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گريش می گيره!
گفتم : يه خواهش دارم .وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار .
گفتی : به چشم!
حالا امروز من دارم گريه می کنم اما آسمون نمی باره! تو هم اون دور دورا ايستادی و بهم می خندی...![]()

باز با آن دیگری دیدم تورا جای قهرواخم خندیدم تورا
باز گفتی اشتباه دیدم تورا گفتمت باشد بخشیدم تورا
باز هم این قصه ات تکرار شد با رقیبان رفتنت تکرار شد
آنقدر کردی که دیگر قلب من از تو و ازعشق تو بیزار شد

![]()
ديشب ؛ اي بهترزگل!درعالم خوابم شكفتي
شاخ نيلوفرشدي درچشم پرآبم شكفتي
اي گل وصل!ازتوعطرآگين نشدآغوش گرمم
گرچه بشكفتي ولي درعالم خوابم شكفتي
برلبش؛اي بوسه ي شيرين ترازجان!غنچه كردي
گل شدي؛برسينه ي همرنگ سيمابم شكفتي
شام ابرآلودطبعم رادمي چون روزكردي
آذرخشي بودي ودرجان بي تابم شكفتي
يك رگم خالي نماندازگردش تندگلابت
اي گل مستي كه درجام مي نام شكفتي
بسترخويش ازحريري نرم چون مهتاب كردم
تاتوچون گلهاي شب درباغ مهتابم شكفتي
خوابگاهم شدبهشتي؛بسترم شدنوبهاري
تاتو؛اي بهترزگل!درعالم خوابم شكفتي![]()
![]()

![]()
عشق آن نیست که یک دل را به صد دل یار دهی
عشق آن است که صد دل را به یک دل یار دهی![]()
![]()

حتي اگه بگي برو * من كه نمي تونم برم * چون اين منم كه مي خوامت * دوست دارم نمي تونم
من كه مي دونم چي شده * اما نمي خوام كه بگم * حتي اگه مجبور بشم * دستاتو از نو بگيرم
حتما بازم مي خواي بگي * من نمي خوام فدا بشي * من نمي خوام به پايه من * بسوزي و فنا بشي![]()
![]()
![]()
اما حالا تو گوش بده * من گوشم از اينا پر* حتي اگه بخوام برم * اين دله كه نمي تونه
تو مي دوني كه چي شده؟ * چرا دلم نازك شده؟ * چرا دلم براي تو * مي تپه و زيبا شده؟
چون گوشم از حرفا پر * پاهام بره دل نميره * جسمم بره روح نمي ره * چشام بره اين اشكام كه نميره
![]()
![]()
![]()
پس تو حالا خوب گوش بده
حتي اگه بگي برو * من كه نمي تونم برم * چون اين منم كه مي خوامت * دوست دارم نمي تونم
![]()
![]()
![]()
از که پنهان کنم اين راز دل خسته خويش ؟
از نسيمی که پيام آور توست ؟
از بهاری که مرا رسوا ساخت ؟
از خدائی که خودش می داند ؟
عشق وحشی تر از آن است که پنهان ماند ..... ![]()


بزرگترين درد دنيا اينست كه بفهمي تنهاپناه لحظه هايت پناهگاه ديگري دارد...![]()
![]()
![]()
قايق تنهاييم را به درياي خروشان دلت انداختم
كاغذي بود و سبك
واژگون شد ناگهان در آب رفت
قايق صداقتم از سنگ بود
غرق شد با من در اعماق دلت در خواب رفت.
اينك اما
قايقي ميسازم از جنس حباب
قايقم را ميفرستم روي آب
قايقم گرچه حبابي بيش نيست
آرزوهاي محالم را در آن بنهاده ام
فكر ويران كردنش در خواب كن
من توراآري
به دست سرد گورستان غمها داده ام ...![]()
![]()
![]()
گفتم نميدانم كه در قيد كه هستي
طرفدار خدا يا بت پرستي
نميدانم در اين دنياي محشر
به چه عشقي چنين ساكت نشستي.....
به تو عدت کرده بودم رفتی و دلو شیکوندی با چشام شدی غریبه خاطرخواهامونو سوزوندی, عاشق عشق تو بودم با چه احساسه قشنگی ,فقط با تو بودم توی این دنیای دو رنگی...
حالا من اینجا تک و تنها تو هم اون سر دنیا میزنه آتیش به قلبم غم و غصه های فردا تلخی و سوکوت غربت تو رو یاد من میاره ابر بارونیه چشمام داره بدجوری میباره...
با انکه ماله من نیستی و از تو بدورم واسم لحظه های با تو بودن تجربه بودن تو رو می خواستم نذاشتی حرمت واسم عاشق بودم اومدم تا شهر غربت واست و به جرعت بازم میگم آرزومه که تو باشی خوشبخت هر جایی که هستی هر جایی که رفتی ازم بد نگو چون رفتارام با تو به خدا قسم...
بد نبود...!![]()
![]()
![]()
توي اين زندگي ساكت وسرد
يه روزي يه دلقكي اومدورفت
مثل يك پرنده ي غريبه بود
ازكناربوم من پر زدو رفت
دلقكي كه عشق من براي او
مثل اون بازي روي صحنه بود
اون منوبراي قلبم نميخواست
او دري تازه بروي من گشود
دلقكي كه باتموم گريه هاوخنده هاش
گريه هاي بي غمش خنده هاي پرصداش
من يه بازيچه ي شهرعشق او
او تموم زندگي باتموم بازياش
يه بوته چيني ازاو واسه خودساخته بودم
اون جوري كه دل مي گفت
ساخته و پرداخته بودم
مگه باورم ميشدتموم زندگيمو
واسه اون باخته بودم![]()



